روز مباهله

"به نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب از محمد فرستاده خدا بسوی اسقف نجران. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را حمد و ستایش می کنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا دعوت می نمایم. شما را دعوت می کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند وارد آیید و اگر دعوت مرا نپذیرفتید، باید به حکومت اسلامی مالیات و جزیه بپردازید در غیر این صورت، به شما اعلام خطر خواهم کرد".
اسقف پس از قرائت نامه برای تصمیم گیری ، شورایی مرکب از شخصیت های بارز مذهبی و غیر مذهبی تشکیل داد. یکی از افراد طرف مشورت "شرحبیل" بود که به عقل و درایت و کاردانی معروفیت داشت.
وی گفت: ما مکرر از پیشوایان مذهبی خود شنیده ایم که روزی منصب نبوت از نسل اسحاق به فرزندان اسماعیل انتقال خواهد یافت و هیچ بعید نیست محمد، که از اولاد اسماعیل است، همان پیغمبر موعود باشد.
بعد از سخنان شرحبیل، شورا نظر داد که گروهی به عنوان هیات نمایندگی نجران به مدینه برود تا از نزدیک با محمد(ص) تماس گرفته و دلایل نبوت او را مورد بررسی قرار دهد.
بدین ترتیب برای رفع این مشکل، هیاتی مرکب از شصت نفر که در راس آنها سه تن از بزرگان نجران به نام های "ابو حارثه بن علقمه"اسقف اعظم نجران و نماینده رسمی کلیسای روم در حجاز، "عبدالمسیح بن شرحبیل" معروف به عاقب پیشوای اهالی این منطقه و"اهتم یاایهم بن نعمان" معروف به سید شخصی کهنسال و ریش سفید و مورد احترام نجرانیان عازم مدینه منوره شده تا با رسول خدا(ص) به گفتگو بپردازند و راه حلی پیدا کنند.
نجرانیان در حالی که لباس های فاخر بر تن داشتند وارد مدینه شدند و در مسجد به حضور پیغمبر اسلام(ص) آمدند. پیامبر با مشاهده هیات آنان از ایشان روی برگرداند.
چند روز به همین منوال گذشت تا آنکه نجرانیان متوجه شدند با سر و وضعی که آنان دارند امکان گفت و گو با رسول خدا وجود ندارد، لذا با لباسی ساده خدمت پیامبر رسیدند.
آنان طی نشست هایی که با پیامبر اکرم(ص) داشتند با آن حضرت به بحث و مناظره پرداختند و برغم دلایل قوی و محکمی که پیامبر اکرم(ص) ارایه فرمود آنها همچنان به حقانیت آیین و اعتقادات خود پافشاری می کردند.
این امر سبب شد تا پیامبر(ص) بر اساس حکم پروردگار متعال، آنان را به مباهله دعوت نماید، که طرفین در پیشگاه خداوند لب به نفرین بگشایند و هر کدام که بر حق نیستند و دروغ می گویند، به عذاب الهی گرفتار شوند نصاری پذیرفتند و اجرای آن را به روز بعد موکول کردند.
بامداد روز بعد، اجتماعی عظیم از مردم مدینه در بیرون شهر دیده می شد و گروهی بی شمار برای تماشای مباهله گرد آمده بودند در آن حال مشاهده کردند که پیغمبر اکرم(ص) در حالی که کودکی را در آغوش داشته و دست کودک دیگری را در دست دارد به همراه بانو و مردی که پشت سر ایشان حرکت می کردند، از راه رسیدند و محلی را برای مباهله در نظر گرفتند.
مسیحیان که از دور ناظر ورود رسول اکرم(ص) بودند، بر خلاف انتظار خود دیدند که آن حضرت با جمعیت و ازدحام نیامده و فقط یک مرد و یک زن و دو پسر با خود آورده است.
پرسیدند که همراهان پیغمبر با او چه نسبتی دارند، گفته شد: که اینان محبوب ترین مردم نزد رسول اکرم(ص) هستند، یکی فاطمه دختر او و دیگری علی داماد و پسر عمش و آن دو پسر، فرزندان دختر او، حسن و حسین هستند.
اسقف اعظم نصرانی که متحیر شده بود، خطاب به جمعیت نصاری گفت: "بنگرید که محمد چگونه با اطمینان تمام و ایمان راسخ به میدان آمده و بهترین عزیزان خود را برای اجرای مباهله به همراه آورده است به خدا سوگند اگر او را در این امر تردید و یا خوفی داشت، هرگز عزیزان خود را انتخاب نمی کرد.
مردم، من در چهره آنان معنویت و روحانیتی می یابم که اگر از خدا درخواست کنند، کوه ها را از جای خود حرکت خواهند داد. پس از مباهله با آنان بر حذر باشید که عذاب و بلا دامن ما را خواهد گرفت. به دنبال آن، پیامی به رسول اکرم(ص) فرستادند که از مباهله درگذر و تو خودت در میان ما حکم باش و کار را با مصالحه خاتمه بده".
رسول اکرم(ص) با پیشنهاد آنها موافقت کرد و صلح نامه ای به خط حضرت علی(ع) و تعیین جزیه سبک و آسانی که سالیانه بپردازند، تنظیم شد و کار خاتمه یافت.
از این رو داستان مباهله بزرگترین سند فضیلت برای اهل پیامبر است زیرا الفاظ و مفردات آیه 61 آل عمران که می فرماید: "به آنها (نصارای نجران) بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت می کنیم شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت می نماییم شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت می کنیم شما نیز از نفوس خود، آنگاه مباهله می کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار می دهیم"، حاکی از آن است که همراهان پیامبر در چه پایه ای از فضیلت قرار داشتند.
پیامبر در این آیه، علاوه بر این که حسن و حسین(ع) را فرزندان خود و فاطمه(س) را یگانه زن منتسب به خاندان خویش می خواند، از شخص علی(ع) به عنوان "انفسنا" تعبیر می کند و آن شخصیت عظیم جهان انسانی را به منزله جان پیامبر می داند، فضیلتی بالاتر از این که یک شخص ازنظر معنویت و فضیلت به پایه ای برسد که خداوند بزرگ او را به منزله جان و روح پیامبر بخواند.
از روایاتی که از پیشوایان مذهبی ما وارد شده است، استفاده می شود که موضوع مباهله اختصاص به پیامبر نداشته و هر فرد مسلمانی در مسایل مذهبی می تواند با مخالفان خود به مباهله برخیزد.
اما در خصوص اعمال روز مباهله در کتاب شریف مفاتیح الجنان، اعمال مخصوصی ذکر شده است
اول غسل، که نشان پالایش ظاهر از هر آلودگی و آمادگی برای آرایش جان و صفای باطن است،
دوم روزه، که سبب شادابی درون است، سوم دو رکعت نماز، چهارم دعای مخصوص این روز که به دعای مباهله معروف است و شبیه دعای سحر ماه رمضان است.
همچنین در این روز خواندن زیارت امیرالمومنین به ‏ویژه زیارت جامعه روایت شده است و احسان به فقرا و محرومان به تاسی از مولی الموحدین علی(ع) که در رکوع نمازش به نیازمند احسان فرمود، سفارش شده است.
در پایان بخش‏هایی از دعای روز مباهله را زمزمه می کنیم باشد تا با چنگ زدن به دامان اهل بیت(ع) به عافیت و رستگاری برسیم.
"خداوندا، بر محمد و آل محمد درود فرست و به من شادی و خرمی، استقامت و گشایش، عافیت و سلامت و کرامت، روزی پاک و فراوان، و هر نعمت و وسعت که نازل شده یا از آسمان به زمین نازل می‏شود، قسمت کن.
خداوندا، اگر گناهان چهره مرا نزد تو فرسوده‏اند و میان من و تو حایل شده‏اند و حالم را نزد تو دگرگون کرده‏اند، از تو درخواست می‏کنم به نور آبرویت که خاموش نشود و به آبروی حبیبت محمد مصطفی(ص) و به آبروی وصیت علی مرتضی (ع) و به حق اولیائت که آنها را برگزیدی که بر محمد و آل محمد درود بفرستی و هر گناه که کرده‏ام بیامرزی و مرا در باقی مانده عمرم حفاظت کنی.
خداوندا، من مطیع توام، پس از من خشنود باش. عملم را ختم به خیر کن و ثواب آن را برایم در بهشت مقرر دار و آنچه خود سزاوار آنی برای من انجام ده، ای سزاوار تقوا و آمرزش. رحمت فرست بر محمد و آل محمد و به ‏رحمت خود به من رحم کن، ای مهربان‏ترینِ مهربانان."


انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) / کد خبر 272558
/ 58 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آتریسا

سلام . نیستید و ما رو تو این روزها تنها گذاشتید.

از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمودند همانا سجده بر تربت اباعبدالله حجابهاي هفتگانه را مي شكافد . سجود ، بزرگترين عبادتي است كه خداوند متعال پيامبرش را به آن فرمان داده و شگفتا كه امام معصوم در سجود خويش كه نهايت تقرب است ، به تربت ابي عبدالله متوسل مي شود تا با آن تربت حجابهاي هفتگانه را بشكافد. چه مي شود گفت در مدح كسي كه خاك تربت او شكافنده حجاب بين بنده و پرودگار خويش است ؟ «برگرفته از كتاب مقدمه منهاج الصالحين تاليف حضرت آيت الله العظمی وحيد خراساني مدظله العالي»

رهگذر

سلام ... نمي دونم چرا ... مي خوام حرفمو ت.ي چندتا كلمه خلاصه كنم. ((من از وبلاگتون خوشم مياد و اون رو توي پيوندها زدم.)) موفق باشيد و پيروز. [گل]

سیدمهدی پروانه جلیلی

با سلام وبم دارد بوی تو را از یاد می برد. با حضورت عطر محبت را دوباره پراکنده کن[قلب][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][گل][خداحافظ]

بورقانی

السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی الیل و النهار ولا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم اَلسَّلامُ عَلَی الحُسَین(ع) وَ عَلی عَلیِّ بنِ الحُسَین(ع) وَعَلی اُولادِ الحُسَین(ع) وَ عَلی اَصحابِ الحُسَین(ع) [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] فصل عزا آمد ودل غم گرفت خیمه ی دل بوی محرم گرفت در ایام عزای سالار شهیدان التماس دعا [خداحافظ]

فقير

سلام ممنون از نظرتون خوش حال میشم تو لینکدونیتون باشم

طلوع آبی

السلام علیك یا اباعبدالله : دیباچه عشق و عاشقی باز شود ، دلها همه آماده پرواز شود ، با بوی محرم الحرام تو حسین ، ایام عزا و غصه آغاز شود . فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی بر شما و تمام مسلمین جهان تسلیت عرض مینمایم . [گل]

سیدمهدی پروانه جلیلی

با سلام چند وقته نفس گرم و دلنشینت را نشنیده ام . نمی خواهی دیداری تازه کنی ؟؟؟؟؟[تعجب][گل][خداحافظ]