السلام علی القتیل العبرات

بسم الله الرحمن الرحیم

یا ابا عبد الله الحسین ادرکنا

السلام علی الحسین

و علی علی بن الحسـین

و علی اولاد الحســـــــــین

و علی اصحاب الحســــــــین

و علی أخ الحســـــین

عبــــــــاس

 

ایام سوگواری سرور شهدای عالمین، امام الکونین حضرت مولانا الحسین علیه السلام و دست گیر بی دست کربلا، ابا الفضل العباس علیه السلام و به اسارت رفتن کاروان عشق حسینی به رهبری ام المصایب زینب کبری سلام الله علیها را محضر قطب عالم امکان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و رهبر عزیز و حسینیمان امام خامنه ای و تمامی حسینیان زمان  تسلیت عرض می کنم.

با چند روز تأخیر مطلبم رو می نویسم به خاطر اینکه در مسافرت بودم و ارتباط با اینترنت فراهم نبود.

http://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gif

السلام ای سر زمین کربلا

خاک کربلا

 

از ابتدای خلقتم که نام تو بر پیشانیم حک شده بود چشم انتظار آمدنت بودم و آرزوی دیدارت را داشتم و آنگاه که تو نامم پرسیدی و کربلا شنیدی دریافتم که آمده‌ای، دلم گواهی میداد میمانی اما ماندنی سخت که تا قیام قیامت مرا در سوز خود خواهد سوزانید.

 

خیمه‌ها را که برپا کردند دانستم که دیگر آمده‌ای که بمانی و این همان سفر بی‌بازگشت موعود است. طفل دلم بهانه میگیرد، به دنبال تلنگری میگردد تا اشک خود را بر پهنه وجودم جاری کند. من سکوت هزار و چهارصد ساله‌ام را هر ظهرعاشورا با خش‌خشی زمزمه‌دار برای تو بازگو می‌کنم و چشم انتظار آمدن مهدی (عج) میمانم تا شاهد انتقامی باشم که از دشمنانت خواهد گرفت.

 

 اگر ظهر عاشورا می‌دانست که چگونه بلایی در آن جاری خواهد شد، سپیده صبح آن، هرگز ظاهر نمیشد و طلب روشنایی نمیکرد و آفتاب آن هیچ زمینی را روشن نمیکرد.

 

بدن تفتیده‌ام تا قیام قیامت چونان جگر عطشناک در ظهر عاشورا خواهد سوخت. آن زمان که اسب بی‌سوار علی، قاصد عروج در میان حلقه کودکان و زنان بود و جای لیلاچه خالی بود! ... آن لحظه‌ای که غنچه ناشکفته رباب را در پشت خیام به من می‌سپردی و رباب به آرامی می‌گریست و تو را کمک میکرد... من تاب تحمل از دست داده بودم. لحظه‌ای بعد که بدن قطعه قطعه شده علمدارت را به من سپردی و گفتی «تو ای خاک علقمه این بدن خونین چاک چاک را به امانت نگهدار تا روزی که مهدی برای گرفتن انتقام تشنگی کودکانم بیاید!» .... و نمی‌دانستم که تو نیز در آغوشم خواهی خفت در حالی که سر از تنت جدا خواهد شد.

 

آنان که سینه‌هایشان جولانگاه هوی و هوس بود و فضای ولایشان آلوده به پستی و دنائت، روی در روی تو قرار گرفتند، آنان که خفاشان به شب پیوسته بودند، آنان که کلاغهای شوم در وجودشان لانه کرده بود بعد از تو خیام را غارت کردند و به آتش کشیدند.

 

تو همان بسمل تپیده در خون بودی و هنوز جان داشتی که رقیهرا سیلی زدند. سرت از بالای نیزه‌ها به تماشا بود و زینب از تو روی می‌گرفت تا صورت کبودش که یادآور صورت کبود مادر بود را نبینی و تو سیلی خوردن و تازیانه خوردنش را دیده بودی!

 

آنان که با تو ماندند اسیران زمین و به شب نشستگان نبودند که تاریکی شب بینائیشان برده باشد، آنان که با تو ماندند نگاه مشرقی تو را دیده بودند و تمامی غزلها را که آینه‌دار مهربانی تو بود با جان خویش سرشته بودند، آنهان که با تو ماندند هفت شهر عاشقی را با تو طی کرده بودند و لحظه‌هایشان از عشق آسمانی تو لبریز و سرشار بود!

 

حسین جان! ... نام تو نسیم، نام تو شبنم، نام تو سوگند، نام تو لبخند، نام تو نور، نام تو شور، نام تو سوگ، نام تو جود، نام تو عطش، نام تو آب ..... اشک در تلفظ نامت ضرورتی است. نام تو نامی است برای تا به ابد گریستن، نامی است که پیغمبران بدان سوگند خورده‌اند و شاعران عاشق تنها به جرم نام تو مرده‌اند! ...نام تو نامی است برای عاشق شدن، برای شفاعت، برای شرح هزار نام بزرگ خدا!

 

من پیکرهای مطهرتان را به امانت نگه می‌دارم، تا روزی که مهدی بیاید و وعده تو به تحقق بپیوند و من آن روز سر در پای مهدی مینهم و عقده چندین هزار ساله‌ام را می‌گشایم و تا آن روز هر روز ندا سر می‌دهم السلام علیک یا اباعبدالله

http://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gif

سخنی با ام المصائب

خودت را مهیا کن زینب که حادثه دارد به اوج خود نزدیک میشود. 

اکنون هنگامه وداع فرا رسیده است.

خودت را مهیا کن زینب که لحظةالوداع فرامی رسد.

وقتی روح از تن پیامبر، مقارقت کرد و جالی خالی نفسهای او، رخ نشان داد، تو صیحه زدی، زار زارگریه کردی و خودت را به آغوش حسین انداختی و با نفسهای او آرام گرفتی.

/ 31 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دکتر فرهاد زارعی قنواتی

سلام از مطالب شما استفاده کردیم به ما هم سر بزنید نظر دهید تا از تجربیات شما استفاده کنیم با آرزوی موفقیت

خادمین خدیجه کبری

با سلام [گل] خدمت بیدوستی را قدر و قیمت هست نیست خدمت اندر دست هست و دوستی در دست نیست [گل] دوستی در اندرون خود خدمتی پیوسته است هیچ خدمت جز محبت در جهان پیوست نیست [گل] ور تو مستی مینمایی در محبت چون نهای عشق گوید دوغ خورد و دوغ خورد او مست نیست [گل] پست و بالا چند یازد از تکلف در هوا چند خود را پست دارد آن کسی کو پست نیست [گل] همچو ماهی مانده در دام جهان زان بحر دور وانگهان پنداشته خود را که اندر شست نیست [گل] ممنون از محبت شما. در پناه حق سلامت باشيد [گل] يا حق [گل]

نیوشا

گردو؛ ضد پیری[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][خداحافظ]

اسوه

از مطلبتان استفاده نمودیم انشا’الله موفق باشید کمیته رسانه اسوه

سحر

صبح گاهان با خیالت با دلی پراز رمز و راز با نسیم خوشبوی جانت در بستری که بوی ترا دارد نفسی که عطر ترا دارد آغاز میکنم بودنم را گل یاس نگاهت در جانم خانه کرده رنگ چشمان تو رنگ آسمانم شده عطر جانم بوی گلهای تن ترا دارد حرف اولم، حرف آخرم تویی صدایم صدای توست خانه ام ترا فریاد میکند چشمانم ترا جستجو میکند دستانم ترا می کاود نگاهم به در مانده گریه ام رود خانه نامت شده خنده ام ترا صدا میزند من در وادی تنهاییم ترا می خواهم آیا یاد داری مرا آنزمان که دل را بتو باختم آنزمان که ایمانم را در گرو چشمانت گذاشتم سلام روزت بخير باشه....عالي...گلم آبجي سحر موقتاً به كلبه جديدش رفته( گفتم موقتاً) دعوتت مي كنم به كلبه جديدم يه سر بزني...با مطلبي جديد در كلبه اي جديد...مسلما اومدنت مثل هميشه خوشحال مي كنه روزت قشنگ و دلفريب مهربانم[گل][هورا]

فرهاد

سلام دوست عزیز ! من با یک مطلب به روزم که تحت عنوان (خواندن نام‌هاي خداوند) است ... پيش از اين ها فكر مي كردم خدا خانه اي دارد ميان ابرها مثل قصر پادشاه قصه ها خشتي از الماس وخشتي از طلا پايه هاي برجش از عاج و بلور بر سر تختي نشسته با غرور ماه برق كوچكي از تاج او هر ستاره پولكي از تاج او اطلس پيراهن او آسمان نقش روي دامن او كهكشان رعد و برق شب صداي خنده اش سيل و طوفان نعره توفنده اش .................... موفق باشید ...[گل][خداحافظ]

tara

اگر حسین از آن ما بود در هر سرزمینی برای او بیرقی بر می افراشتیم و در هر روستایی برای او منبری برپا می نمودیم و مردم را با نام حسین به مسیحیت فرا می خواندیم... خیلی ممنون آقای رشید داودی از اینکه بهم سر زدید وبلاگتون عالیه آفرین بر شما و امثال شما به خاطر عشق به ائمه اطهار(ع)[گل][گل][گل][گل][گل]

خادمین خدیجه کبری

با سلام [گل] اگر دمی بگذاری هوا و نااهلی ببینی آنچ نبی دید و آنچ دید ولی [گل] خدا ندانی خود را و خاص بنده شوی خدای را تو ببینی به رغم معتزلی [گل] اگر تو رند تمامی ز احمقان بگریز گشا دو چشم دلت را به نور لم یزلی [گل] مگوی غیب کسان را به غیب دان بنگر زبان ز جهل بدوز و دگر مکن دغلی [گل] وضو ز اشک بساز و نماز کن به نیاز خراب و مست شو ای جان ز باده ازلی [گل] برآر نعره ارنی به طور موسی وار بزن تو گردن کافر غزا بکن چو علی [گل] دکان قند طلب کن ز شمس تبریزی تو مرد سرکه فروشی چه لایق عسلی [گل] به روز هستيم. [گل] يا حق [گل]

نگار آشنا

سلام[گل] ممنون از حضور سبزتون. مستدام باشید[گل][خداحافظ]

شلمچه

للهم عجل لولیک الفرج ره ني پيچ وخم بسيار دارد نوايش زير و بم بسيار دارد سري بر نيزي منزل به منزل بهمراهش هزاران كاروان دل