غربت انتظار و تفرقه منتظران

معیارهای صریح‌تری در اختیار انسان قرار دهد. معیارهایی که بتواند فطرت خفته را بیدار کرده و او را به سوی تشخیص درست رهنمون سازد. بدین ترتیب دین هیچ دعوت تحمیلی برای انسان ندارد، و درست و روشن به همان چیزهایی دعوت می‌کند که انسان خود قادر به درک آن است.

این باور، به خصوص در میان شیعیان و معتزلیان، امری مقبول و درست است که حسن و قبح عقلی امری پذیرفته شده است. آنچه نیک است، خدای انجام می‌دهد و بشر باید انجام دهد و آنچه قبیح است، خدای انجام نمی‌دهد و بشر نباید انجام دهد. در کلام شیعی و معتزلی امری بالاتر هم هست و آن این که خداوند با همه عظمتی که دارد امر محال هم انجام نخواهد داد.

در این صورت اگر گفته شود که دعوت اسلامی، دعوت به ارزشهای انسانی و فطری است، سخن درستی است، با این قید که قرآن معیارهای ارزشی را با دقت بیشتری تبیین کرده و آنچه را از محکمات فرموده، راه را برای ورود به شبهات بسته است.

دفاع رسول الله از ارزشهای اخلاقی و انسانی، و حرکت به سمت زندگی و حیات معقول و منطقی، پاسخی بود به این دعوت قرآنی که کار او انجام موعظه حسنه است، دعوت به کار نیک، کار نیکی که هر انسان عاقلی قادر به درک است. درست همین موعظه حسنه است که «شفاء لما فی الصدور» است، یعنی برای انسان آرامش می‌آورد. چه چیزی شفاء دلهای است؟ آن چیزی که بتواند انسان را قانع کند.

چه چیزی انسان را به ما هو انسان قانع می کند؟ آن چیزی که بتواند قلب و عقل انسان را آرام کند، و این آرامش وقتی است که انسان آنچه را در درون خود درست می‌یابد، با معیارهای صریح بیرونی، آن هم وقتی از گلوی یک رسول خدا بیرون می‌آید هماهنگ ببیند. این که قرآن به عنوان ربیع القلوب است، بهار دل است، همین وزش و نوازشی است که نسیم قرآنی بر دل انسانی دارد.

جستجو در اخباری که در زمان دعوت رسول (ص) در منابع آمده نشان از این دارد که مخاطبانی که برای نخستین بار با دعوت رسول خدا روبرو می‌شدند، این مسأله را درک می کردند که محتوای این دعوت، ارزشهای انسانی و اخلاقی است.

مفروق بن عمرو از رسول خدا پرسید به چه چیز دعوت می کنی؟ فرمود: إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِیتاءِ ذِی الْقُرْبى‏ وَ یَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُون‏. مفروق گفت: دعوت و اللّه یا أخا قریش إلى مکارم الأخلاق و محاسن الأعمال‏.

این که خداوند قرآن را موعظه حسنه خوانده و آن را شفاء لما فی الصدور خوانده است (یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنین‏) برای همین است که آموزه‌های نبوت آرامش بخش قلبهاست. آرامش وقتی برای انسان پدید می آید که انسان آنچه را در درون خود را دارد، درست بیابد. انسان صرفا از بیرون بدون درون آرامش ندارد. شفاء لما فی الصدور به همین معناست. رسول خدا می فرمود قرآن بخوانید که قرآن ربیع قلوب است.

در نقل دیگری آمده است که رسول خدا (ص)‌ نامه‌ای به احنف بن قیس که رئیس بنی تمیم بود نوشتند. احنف پرسید: او به چه چیز دعوت می کند؟ به او گفته شد:

إلى الأمر بالمعروف والنهی عن المنکر، فقال: قول حسن، قال: فأخبر النبی (صلى الله علیه وسلم) فدعا له (طبقات المحدثین باصبهان: 1/297). وقتی خبر به پیامبر رسید برای او دعا کردند. احنف می گفت که بعدها زمان عثمان در حال طواف بودم. همان کسی که از طرف رسول الله نزد من آمده بود گفت: خاطرت هست که وقتی من آمدم و اسلام را بر طایفه تو عرضه کردم گفت: إنه یدعو إلى خیر، و ما أسمع إلّا حسنا إنه لیدعو إلى مکارم الأخلاق، و ینهى عن ملائمها.

ابن عباس هم در خبری از گفتگوی ابوسفیان با حاکم شام در زمانی که منازعات میان مسلمانان و قریش بالا گرفته بود سخن گفته است. ابوسفیان شرحی از دعوت رسول داده و وقتی از او می پرسند که این رسول به چه چیز دعوت می کند می گوید: یأمرنا أن نعبد الله وحده لا نشرک به شیئا، و ینهانا عما کان یعبد أباؤنا، و یأمرنا بالصلاة و الصدق و العفاف و الوفاء بالعهد و أداء الأمانة (الاکتفاء بما تضمنه من مغازی رسول الله(ص) ،ج‏2،ص: 6).

زمانی نیز که ابوذر برادرش را به مکه فرستاد تا خبری از رسول الله بیاورد، در بازگشت از وی پرسید که چه می گفت: او پاسخ داد: رأیته یأمر بمکارم الأخلاق، و در نقل طبقات الکبری (4/169) آمده است که گفت: أنه یأمر بالمعروف و ینهى عن المنکر و یأمر بمکارم الأخلاق‏. او امر به کارهای خوب می کند، از کارهای بد نهی می کند و مردم را به ارزشهای اخلاقی فرا می خواند.

گفته‌اند که اکثم بن صیفی خبر اسلام را شنید فرزندش را با نامه ای نزد رسول خدا فرستاد. رسول خدا پاسخ نامه او را داد. فرزند که بازگشت، اکثم از وی پرسید: ما رأیت؟ پاسخ گفت: رأیته یأمر بمکارم الأخلاق و ینهى عن لئامها. (شرف المصطفی: 3/338). او را در حالی دیدم که دعوت به ارزشهای اخلاقی می کرد و از کارهای پست نهی می نمود.

نیز در آثار احمدی ‌(ص 128) از متون شیعی در سیره نبوی که در قرن نهم نوشته شده آمده است: و اوّل نصیحتى که جناب رسالت پناهى به مردم مدینه فرمود این بود که یا ایّها النّاس افشوا السّلام و اطعموا الطّعام و صلوا الارحام و صلّوا باللّیل و اللنّاس نیام تدخلوا الجنّة بسلام‏. ای مردم، سلام بر یکدیگر را میان خویش شایع کنید، اطعام کنید، صله رحم کنید و وقتی مردمان خواب هستند نماز بگذارید تا با آرامش داخل بهشت شوید.

ما در این تعابیر چند مفهوم کلیدی داریم. معروف، منکر، مکارم اخلاق، محاسن اعمال، خیر، حسن، و مصادیقی از قبیل صدق و عفاف و وفای به عهد و صله رحم و ادای امانت.

اینها ارزشهایی است که انسانی است و مسلمان و غیر مسلمان ندارد و از قضا خداوند به این ارزشها برای حفظ سلامت جامعه و امت اسلامی، بهای زیادی می‌دهد. اگر صداقت و عفت و وفای به عهد و صله رحم و ادای امانت از میان برود، جامعه اسلامی سقوط می‌کند، جامعه غیر اسلامی هم سقوط می‌کند. قوام یک جامعه، کفر باشد یا اسلامی، همین ارزشهاست.

حالا در چنین جامعه‌ای که ارزشهای انسانی حاکم است، انسان به احکام شریعت تن می‌دهد. این دیگر مخصوص امت اسلامی است. دیگران روش های عبادی خودشان را دارند. اما اسلام شریعت خاص خود را. با این حال، شریعت هم در چارچوب همان ارزشهاست جز آن که حدود آن را تعیین می کند.

وقتی قرآن دعوت به عدالت می کند این یک دعوت انسانی است، اما حدود آن را شرع معین می کند. وقتی قرآن دعوت به پای بندی به عقود می کند، این یک اصل انسانی است، اما چارچوب آن را شریعت و فقه اسلامی و قضاء اسلامی تعیین می کند. چنین نیست که کسی این کلیات را بگیرد، اما از شریعت جدا شود. فقه برای همین درست می شود که حدود این قبیل دعوت ها را به ما بشناساند. این بحث البته دامنه مفصلی دارد که مربوط به بحث ما نیست.

اما به هر حال، دعوت و اساس آن در همان کلیات است و این برای تعریف ماهیت دین و ارزشهایی که به آن دعوت می کند نهایت اهمیت را دارد. ماهیت دین چیزی جز عمل صالح و پاک نیست. این بخش معنوی زندگی انسانی است و بخش مادی آن هم «بهره مندی از مواهب طبیعی طاهر و پاک». این حقیقت را خداوند این چنین خطاب به رسولانش بیان کرده است:

یا أَیُّهَا الرُّسُلُ کُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّی بِما تَعْمَلُونَ عَلیمٌ . این رسولان! از طیبات بهره برید و عمل صالح انجام دهید که من به کار شما آگاهم. بنابر این این دور رکن حقیقت دین و از قبیل همان کلیات است که اشاره شد. طبعا حدود آن را شریعت اسلامی بیان می کند.

/ 66 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بورقانی

سلام و درود بر شما عزیز بزرگوار ![گل][لبخند][گل] ولادت سراسر نور قائم آل محمد ، جان جانان ، مهدی موعود (عج ) بر تمام جهانیان به خصوص بر منتظرانش بويژه حضرت عالي و خانواده محترمتان مبارک . [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] همیشه در پناه خدای مهربون و تحت توجّهات و حمایت گل نرگس ، سلامت و سعادتمند باشید . انشاالله[لبخند] در اين ايّام ارزشمند التماس دعا دارم ! [خداحافظ]

نسترن

سلام داداشم احوال شما؟/[گل] به نوبه ی خودم این عید بزرگ و ولادت بهانه ی انتظارمون رو صمیمانه بهت تبریک میگم... به امید روزی که سال دیگه این موقع ها در تقویم ها اینگونه ثبت بشه: [گل]15شعبان سالروز ولادت حضرت ولیعصر(عج) مصادف با پایان انتظار و ظهور مهدی فاطمه(س)[گل] عیدت مبارک داداشم[گل]

نسترن

بابت تاخیر طولانی این چند وقت هم واقعا عذر می خوام مشکلاتی بود که خداروشکر رفع شدند الان هم برگشتم و مثل سابق در خدمتیم[گل]

نسترن

قدمهایم را برمیدارم میروم از کنار تمام روزها رد میشوم و تمام خاطرات به روز تولدت که میرسم میایستم توان حرکتم نیست غم نبودنت چقدر بزرگ است وحس بودنت چقدر شگفت انگیز میخواهم تاابد در همین نقطه بمانم کاش زمان همینجا متوقف بماند.... جایی که تو هستی و من هستم و بهار جایی که خالیست از غم انتظار... [گل] عمریست که از حضور او جا ماندیم در غربت سرد خویش تنها ماندیم او منتظر است تا که ما برگردیم ماییم که در غیبت کبری ماندیم [گل]

مهدی

سلام وبلاگ جالب دارید ازتون دعوت میکنم از سایت ما دیدن فرمایید

مهدی

سلام وبلاگ جالب دارید ازتون دعوت میکنم از سایت ما دیدن فرمایید http://www.hshokoohi.com/news.php

علیرضا

سلام وبلاگ قشنگی داری به وبلاگم سربزن ونظر بده واگرقابل دیدی لینکم کن باعث افتخاره یاعلی