درد دل با ام المصائب

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز از سفر بر گشتم اما سفری که جسم در آن حضوری رضوی داشت اما دل همواره به دنبال کاروان اسرا ، حسین نوا و زینب بیان بود و دعامون مهدوی بود که الهی!

کدام جمعه دعا مستجاب خواهد شد

سوار منتقـم پا در رکاب خواهد شد

 

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی

با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

گفتمش تصویری از لیلی و مجنون را بکش

عکس حیدر (ع ) در کنار حضرت زهرا (س) کشید

گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن

دربیابان بلا تصویری از سقا کشید

گفتمش سختی و درد وآه گشته حاصلم

گریه کرد آهی کشید و زینب کبری (س) کشید

 درد دل با عمه امام زمان عجل الله تعالی فرجه ؛

زینب کبری سلام الله علیها

 

حضرت زینب علیهاالسلام

خانم ! دلم گرفته ، سینه ام به تنگ آمده ... گریه می کنم

 بگذار اول گریه هایم را بکنم، غریبانه در کنار توى غریب ضجه بزنم. نگو سلامت کو، بگذار زار بزنم ... ،

این بغض چند ساله است. این بغض اگر در کنار تو سرباز نکند، اگر با تو به گریه ننشیند، پس کى و کجا ابر دلم بارانی شود؟  

آری سلام نکرده ام!

 نگو سلامت کو؟ ادبت کجا رفت؟

دلم ترکیده ، بغضم منفجر شده ، کلامم جوهر سخن ندارد ... گریه می کنم

آری باید مؤدبانه مى گفتم:

 السلام علیک یا بنت فاطمة الزهرا...  

اما براى کسى که بغض نهفته از امتى نامرد، از حادثه ای عظیم، از اسارتی ..... گلویش را مى فشرد، و .....

بله در کنار تو آرام و قرار مقدور است؟؟؟

پس حق دارم سلام را فراموش و گریه کنم!

آنچه بر شما در کربلا و کوفه و شام گذشت ، جراحتى بر دلهامان نهاده که مرهمی ندارد.

و این زخم جاودان خواهد ماند.

شنیده ام این روزها آزاد شده اید و عازم نینوا !

پایان اسارت اهل بیت علیهم السلام

خانم جان! وقتی به دیدن حسینتان رسیدید آیا خودتان می ایستید و سلام می کنید؟

آری توان برای تشریفات نیست

گریه می کنید..... پس من هم گریه می کنم...

ســلام

السلام علیک یا ام المصائب یا زینب!  

پس نگو چرا گریه مى کنى اى داغدار هر چه مصیبت! ام المصائب! زینب بزرگ!

مگر یادمان رفته است وقتى که طلوع سر مبارک برادر را بر کنگره هاى نیزه دیدى چه کردى؟  

«السلام علیک یا من نطحت جبینها بمقدم المحمل، اذارات رأس سیدالشهداء و یخرج الدم من تحت قناعها و من محملها، بحیث یرى من حولها الاعداء»

مگر تو نبودى که به داغ برادر سر بر ستونهاى محمل زدى؟ مگر سلامت سر خویش را تاب آوردى آنگاه که سر خونین برادر را بر بام نیزه ها لغزان یافتى؟ آن خون که مقنعه ات را گرفته بود و از زیر کجاوه ات بر زمین مى ریخت خون که بود؟ تو که روى دخترکان یتیم را هم از دشمن پوشاندى چه مصیبتى عنان از کفت ربود که دشمنان خون جبین تو را در زیر سم ستوران دیدند.

 

سلام بر تو! سلام بر زنى که دشمن خون سرش را بر ستونهاى کجاوه دید ولى تضرعش را ندید! مگر نه ابراهیم خلیل پیش از تو گریست؟ مگر نه داغ تو جگر نوح را سوزاند؟ مگر نه اسارتت آتش به جان موسى زد؟

«و بکى لمصابها ابراهیم الخلیل و نوح و موسى الکلیم.»

و مگر نه خداوندى که به شهادت حسین عاشقانه مى نگریست اسارت تو کوههاى خشمش را لرزاند و اقیانوس آرام صبرش متلاطم کرد؟

«و غضب بسببها الرب الجلیل.»  

پس بگذار گریه کنم اى حامى ولایت مظلوم! و ای کاروان سالار کاروان غیرت و شرف و عزت. و چگونه آرام بگیرم بر مصیبتى که حتى سمهاى اسبان را از اشک چشمانشان تر کرد.

«و راى الناس دموع الخیل تنحدر على حوافرها على التحقیق...»  

اگر نمی دانستم که على با تو دردانه خویش چه مى کرد، اگر نخوانده بودم که حتى براى زیارت قبر پیغمبر، حسن و حسین علیهم السلام را از پس و پیش به همراهت مى فرستاد و تو را شبانه راهى زیارت مى کرد که مبادا چشم نامحرمى به هیأت مقدس تو بیفتد، اگر ندانسته بودم این همه را شاید بدن کبود از زخم تازیانه ها و قامت خمتان اینگونه خاکسترمان نمى کرد.  

وبلاگ "گل نرگس فدای رنگ و بویت"و آنگاه که بر شتر بى جهاز آنسان سوارت کردند این جمله را هرگز نمى گفتى که: «اخى ابالفضل، انت الذى رکبتنى اذا اردت الخروج من المدینه.» برادرم! ابالفضل به هنگام خروج از مدینه تو بودى که مرا بر مرکب بنشانى...وبلاگ "گل نرگس فدای رنگ و بویت"

عمه جان!مى دانى که این کلام تو با جگر ما چه کرد؟ عمه جان! زینب! چشمى بر مصیبتهاى شما گریه مى کند و چشمى بر حلمتان.

چشمى نگاه تو را گریه مى کند و لرزش قلب تو را بر پیکر مظلوم عریان به خاک غلطیده برادر و چشمى دیگر باز، نگاه حلیمانه و عارفانه تو را و قلب استوار تو را و نیز کلام شکننده تو را به ابن زیاد که

وبلاگ "گل نرگس فدای رنگ و بویت"«ما رأیت الا جمیلا.»وبلاگ "گل نرگس فدای رنگ و بویت"

 چشمى بر این کلام تو مى گرید در مصیبت حسینى که «و احزناه علیک یا اباعبدالله» و چشمى دیگر بر این حلم تو که «و الى الله المشتکى»!

/ 75 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نگار آشنا

سلام به دوست خوبم بروزم...خوشحال میشم تشریف بیارید... حق نگهدارتون[گل]

ارادتمند

با مطلب "متن سخنان آیت الله العظمی وحید خراسانی (مدظله العالی) در روز سه شنبه 13/12/87 پیرامون وقایع بقیع " بروزم

پرستو

سلام متن زیبایی بودوپر عمق.ومفید خوشحال میشم به من هم سر بزنید

من الغریب الی الحبیب

سلام . . . ذکر علی الدوام ما ستایش تو دلبر است نیت هر نماز ما عرض ادب به زینب است . . . با یه غزل جدید به روزم یا صاحب الزمان

فاطمه

سلام بروزم با مطلبی تحت عنوان دوباره انسان. . . [گل]

نوید (روزنه)

سلام روز بخیر توجه توجه توجه توجه توجه توجه توجه رابطه های قبل از ازدواج ، آدم های تنها در معرض عشق اند .... من به نوشتن و تجزیه و تحلیل مسائل علاقه دارم . هرگز از کسی که همیشه بامن موافق بود چیزی یاد نگرفتم ، زندگی هنر یافتن روزنه در تاریکی است ، منتظرتونم . موفق باشین . یا علی

نجمه

سلام به شما آشنای قدیمی التماس دعا[خداحافظ]

آتریسا

حرفهای ناگفته را به کجا توان برد به جز آغوش خدا.خدایا زل بزن تو چشمام تا شاید بفهمم که تو دل بزرگت چی می گذره.تنهایی یه امتیازه.تنهایی جاییه که خدا با آدم حرف میزنه.جاییه که خدا به حرفهای ناگفته گوش می کنه. خدایا تو که انگشت اشارت رو گذاشتی رو لبم و گفتی هیس.منم گفتم چشم.بدون که فقط با تو حرف می زنم و واسه تو اشک می ریزم.

منتظر

با سلام و احترام به امامت رسیدن آخرین ذخیره الهی ، حضرت اباصالح المهدی (عج) بر تمام شیعیان و شیفتگان آل الله مبارک باد . به علت مشکلات فنی مخابراتی ، مدتی در منطقه ما امکان دسترسی به بلگفا وجود نداشت ، خوشبختانه مشکل رفع شده و حقیر مجددا افتخار در خدمت دوستان بودن را یافته ام ، موضوعی جهت مطالعه سروران و ارشاد حقیر ارائه شده است ، ما را از راهنمائیهای سازنده خود محروم نفرمائید ، یاعلی مددی[گل]