شهادت امام موسی بن جعفر الکاظم علیه السلام

از حوادث مهم دوران جوانی آن امام، مرگ نابهنگام برادر بزرگترش، اسماعیل، بود که از الطاف خفیّه الهیّه محسوب می‌شد و زمینه‌ساز تثبیت امامت وی شد. تلاش امام جعفر صادق علیه السلام نیز در این راستا و به منظور جلوگیری از انحراف جریان امامت بود. هر چند بعدها نیز گروهی پیدا شدند و پس از امام صادق علیه السلام معتقد به امامت اسماعیل گشتند و مرگ او را انکار نمودند.

سرانجام پس از شهادت جانگداز امام صادق، موسی بن جعفر علیه السلام در سن بیست سالگی مسؤولیت بزرگ امامت و هدایت امّت را در یکی از بحرانی‌ترین دوران‌ها به دوش گرفت.

چگونگی به امامت رسیدن آن حضرت: در زمان حیات امام صادق علیه السلام کسانی از اصحاب آن حضرت معتقد بودند پس از ایشان اسماعیل امام خواهد شد. اما اسماعیل در زمان حیات پدر از دنیا رفت ولی کسانی مرگ او را باور نکردند و او را همچنان امام دانستند پس از وفات حضرت صادق علیه السلام عده ای چون از حیات اسماعیل مأیوس شدند پسر او محمد بن اسماعیل را امام دانستند و اسماعیلیه امروز بر این عقیده هستند و پس از او پسر او را امام می دانند و همینطور به ترتیب و به تفضیلی که در کتب اسماعیلیه مذکور است. ـ پس از وفات حضرت صادق علیه السلام بزرگترین فرزند ایشان عبدالله نام داشت که بعضی او را عبدالله افطحمی دانند این عبدالله مقام و منزلت پسران دیگر حضرت صادق علیه السلام را نداشت و به قول شیخ مفید درکتاب ارشاد متهم بود که در اعتقادات با پدرش مخالف است و چون بزرگترین برادرانش از جهت سن و سال بود ادعای امامت کرد و برخی نیز از او پیروی کردند اما چون ضعف دعوی و دانش او را دیدند روی از او برتافتند و فقط عده قلیلی از او پیروی کردند که فطحیه موسوم هستند.

ـ برادر دیگر امام موسی کاظم علیه السلام اسحق که برادر تنی آن حضرت بود به ورع و صلاح و اجتهاد معروف بود اما برادرش موسی کاظم علیه السلام را قبول داشت و حتی از پدرش روایت می کرد که او تصریح بر امامت آن حضرت کرده است.

ـ برادر دیگر آن حضرت به نام محمد بن جعفر مردی سخی و شجاع بود و از زیدیه جارودیه بود و در زمان مامون در خراسان وفات یافت اماجلالت قدر و علو شأن و مکارم اخلاق و دانش وسیع امام موسی کاظم علیه السلام بقدری بارز و روشن بود که اکثریت شیعه پس از وفات امام صادق علیه السلام به امامت او گرویدند و علاوه بر این بسیاری از شیوخ و خواص اصحاب حضرت صادق علیه السلام مانند مفضل ابن عمر جعفی و معاذین کثیر و صغوان جمال و یعقوب سراج نص صریح امامت حضرت امام موسی الکاظم علیه السلام را از امام صادق علیه السلام روایت کردند و بدین ترتیب امامت ایشان در نظر اکثریت شیعه مسجل گردید.

دوران امامت : دوران سی و پنج ساله امامت موسی بن جعفر مصادف بود با اوج قدرت حکومت بنی عباس و هم‌زمان با چهار تن از حاکمان عیّاش و خون‌آشام عباسی به‌نامهای منصور دوانیقی ، مهدی عباسی ، هادی عباسی و هارون الرشید که حضرت نیز به فراخور شرایط زمانیِ حساسِ هر یک، وظیفه سنگین امامت و هدایت امّت را به بهترین شکل ممکن به دوش کشید، و اگر چه با حوادث سهمگین و خونینی همچون واقعه فخ و شهادت مظلومانه گروهی از آل علی علیه السلام روبرو گردید، ولی لحظه‌ای از وظیفه خطیر خود کوتاهی ننمود و تلاش مستمر خویش را عمدتا در محورهای زیر متمرکز ساخت:

اول - تبلیغ دین خداوند و گسترش فرهنگ اسلام، تبیین و تشریح معارف و احکام الهی در قالب احادیث بلند و کوتاه و پاسخ به سوالات شفاهی و کتبی و. . .

دوم- پرورش انسان‌های مستعد و تربیت شاگردان والامقام و شاخص در میدان علم و عمل و حفظ و حراست آنان.

سوم- مبارزه بی‌امان با حاکمان جور و ستم و غاصبان خلافت و شکستن صولت شیطانی آنان در میدان‌های مختلف و تشریح مبانی حق.

چهارم- تربیت یاران مدیر و مدبّر و خودساخته و نفوذ دادن آنان در مراکز حساس حکومتی، تا مرز وزارت و استانداری، به منظور خنثی‌سازی نقشه‌های مخرب و دین‌سوز دشمنان، کمک به مظلومان و محرومان و دفاع از حریم شیعیان .

پنجم- سامان‌دهی شیعیان با شیوه‌های مختلف تربیتی، عملی، مناظره‌های سیاسی و. . .

امام علیه‌السلام در این مسیر، نهایت تلاش خویش را مبذول داشت و در مواقع لازم از اهرم‌های فوق‌العاده‌ای همچون استفاده از معجزه، دعای مستجاب و به‌کارگیری علم امامت امام کاظم علیه السلام بهره برد.

حوزه علمیه امام کاظم علیه‏السلام :پس از شهادت امام صادق علیه‏السلام، امام کاظم علیه‏السلام شاگردان برجسته پدر را به گرد خودجمع کرد و با توجه ویژه به آنها، در حفظ و پاسداری از دانشگاه جعفری تلاش بسیاری کرد و با مناظره‏های خود، همه را تحت تأثیر مقام علمی خود قرار داد.

شاگردان تربیت شده آن حضرت، مانند صفوان، بهلول، یونس بن عبدالرحمان، هشام بن حَکَم، علی بن یقطین و... نیز هر کدام از برجستگان حوزه تشیع به شمار می‏آیند. سید بن طاووس نقل می‏کند: جماعتی از یاران خاص امام کاظم علیه‏السلام از بستگان و شیعیان درمحضر او حاضر شدند و صفحه‏های نازک و لطیفی از آبنوس و قلم به همراه خود داشتند. هنگامی که امام کاظم علیه‏السلام سخن می‏گفت یا مسئله‏ای را فتوا می‏داد، آنها آنچه را می‏شنیدند می‏نوشتند.

مقام والای شاگردان امام کاظم علیه‏السلام :در مورد بزرگی و مقام والای شاگردان امام کاظم علیه‏السلام، سخنان بسیاری نقل شده است؛ از جمله امام رضا علیه‏السلام در شأن یونس بن عبدالرحمان فرمود: «یونس در زمان خود، مانند سلمان فارسی است در زمان پیامبر». همچنین روزی علی بن یقطین از دور می‏آمد تا به خدمت امام کاظم علیه‏السلام برسد. امام با دیدن او رو به یارانش کرد و فرمود: «هرکس خوشحال می‏شود مردی از اصحاب رسول خدا را ببیند، به علی بن یقطین نظر کند که من شهادت میدهم او از اهل بهشت است».

درایت امام :روش امام آنچنان دقیق و حساس بود که تلاش چشمگیر و جاسوسی‌های مداوم حاکمان عباسی برای به‌دست آوردن سرنخی از اقدامات امام علیه السلام بی‌نتیجه بود، و امام همچنان در همه زمینه‌ها موفق و کارآمد به پیش می‌رفت و در اوج اقتدار معنوی و اجتماعی قرار داشت، به گونه‌ای که نگاه کل جهان اسلام متوجّه ایشان بود.

سرانجام هارون الرشید برای دستگیری امام شخصاً به صحنه آمد و طی صحنه‌سازی در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله به جوسازی علیه امام پرداخت و او را در یک جلالت ظاهری ولی در پرده‌ای از ابهام با تشکیل دو کاروان مختلف از مدینه تبعید کرد و بارها به زندان انداخت. هارون چندین بار به ترور حضرت اقدام نمود و در بعضی موارد شخصاً وارد شد که هر بار ناموفّق بود.

ترور شخصیت امام : از این رو هارون در یک حرکت جدید، اقدام به ترور شخصیت امام کرد که آن هم ناکام ‌ماند و وی از صحنه‌سازی و اقرار و اعتراف‌گیری هم طرفی نیست. رفتار حضرت در زندان در زمینه‌های مختلف عبادی، تربیتی، ارتباط با دیگران، و تأثیرگذاری بر دوست و دشمن و . . . چنان عمیق و موثر بود که هارون نهایتاً دستور داد سندی بن شاهک ، امام علیه السلام را در جمعه هفتم صفر یا بیست و پنجم رجب سال 183 هجری قمری در پنجاه و پنج سالگی با خرمای زهرآلوده به شهادت برساند.

 

چگونگی زندان نمودن امام و شهادت ایشان : درباره حبس امام موسی علیه السلام  به دست هارون الرشید شیخ مفید در ارشاد روایت می کند که علت گرفتاری و زندانی شدن امام، یحیی بن خالد بن بر مک بوده است زیرا هارون فرزند خود امین را به یکی از مقربان خود به امام جعفربن محمد ابن اشعث که مدتی هم والی خراسان بوده است سپرده بود و یحیی بن خالد بیم آن را داشت که اگر خلافت به امین برسد جعفربن محمد را همه کاره دستگاه خلافت سازد و یحیی و بر مکیان از مقام خود بیفتند. جعفر بن محمد بن اشعث شیعه بود و قایل به امامت موسی علیه السلام و یحیی این معنی را به هارون اعلام می داشت. سرانجام یحیی پسر برادر امام را به نام علی بن اسماعیل بن جعفر از مدینه خواست تا به وسیله او از امام و جعفر نزد هارون بدگویی کند. گویند امام هنگام حرکت علی بن اسماعیل از مدینه او را احضار کرد و از او خواست که از این سفر منصرف شود. و اگر ناچار می خواهد برود از او سعایت نکند. علی قبول نکرد و نزد یحیی رفت و بوسیله او پیش هارون بار یافت و گفت از شرق و غرب ممالک اسلامی مال به او می دهند تا آنجا که ملکی را توانست به هزار دینار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت و در مدینه امام و جمعی از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در قبر حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم گفت یا رسول الله از تو پوزش می خواهم که می خواهم موسی بن جعفر را به زندان افکنم زیرا او می خواهد امت ترا برهم زند و خونشان بریزد. آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بیرون بردند و او را پوشیده به بصره  نزدوالی آن عیسی بن جعفربن منصور بردند.

 عیسی پس از مدتی نامه ای به هارون نوشت وگفت که موسی بن جعفر در زندان جز عبادت ونماز کاری ندارد یا کسی بفرست که او را تحویل بگیرد یا من او را آزاد خواهم کرد. هارون امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربیع سپرد و پس از مدتی از او خواست که امام را آزاری برساند اما فضل نپذیرفت و هارون او را به فضل بن یحیی بن خالد برمکی سپرد. چون امام در خانه فضل نیز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنیدن این خبر در خشم شد و آخر الامر یحیی امام را  به سندی بن شاهک سپرد و سندی آن حضرت را در زندان مسموم کرد و چون آن حضرت از سم وفات یافت سندی جسد آن حضرت را به فقها و اعیان بغداد نشان داد که ببیند در بدن او اثر زخم یا خفگی نیست. بعد او را در باب التبن در موضعی به نام مقابر قریش دفن کردند.

سعی فراوان دستگاه حکومتی هارون برای مخفی نگه‌داشتن شهادت امام علیه السلام و تلاش گسترده آنان برای عادی جلوه‌دادن مرگ حضرت، نشانه‌ی پایگاه رفیع اجتماعی امام و وحشت عباسیان از اوست.

پیکر مطهرش پس از تحمّل سال‌ها زندان به‌طور معجزه‌آسایی توسط فرزندش علی بن موسی الرضا علیه االسلام غسل داده شد و در مقابر قریش در مدینه السلام ـ در حاشیه بغداد ـ مدفون گردید. مزار شریفش مورد توجه عموم قرار گرفت و سالها بعد نوه بزرگوارش حضرت امام جواد علیه السلام در کنارش دفن شد و شیعیان دلباخته‌ی آنها شهر کاظمین را در کنار تربت پاکشان تأسیس نمودند.

از امام موسی بن جعفر دریای بیکرانی از معارف اسلام در توحید و نبوت و امامت و معاد، و احکام و آداب تربیتی ـ اخلاقی در قالب هزاران حدیث کوتاه و بلند، و شاگردان عالم عامل، و سیره عملی ارزشمند در میدان‌های مختلف، و نسلی پاک و بابرکت به یادگار مانده است.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

اللهم عجل لولیک الفرج

رشید داودی

/ 32 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
چيز نيوز

سلام همسنگر خدا قوت اگر ما رو قابل دونستين به نام چيز نيوز لينك بفرمايد بعد بفرمايد به چه نامي لينك شويد ممنون

زیباآفرین

سلام دوست عزیز می خوام نظر شما رو هم بدونم ......!!!! لطفا تنها نه !! با دوستانتون بیاین[گل]

منتظر

بسم الله الرحمن الرحیم ، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم[گل] با سلام و احترام خدمت هنرمند عزیز داستانی از تجلی اخلاق زیبای اسلامی ، در کردار و رفتار یکی از واصلان به بندگی حق تقدیم شده است ، درصورت تمایل باحضور نورانیتان وبلاگ ناقابل ما را روشن فرمائید ، التماس دعا و یاعلی امیرالمومنین(ع) مددی فرما[گل][گل][گل]

آزاد

سلام. بعد از مطلب به کدامین سو میرویم توجه شما رو به این مطلب جلب میکنم: به کجا چنین شتابان بررسی مشکلات یک سری تئاتر ها در سطح کشور منتظر تظر شما راجع به این مطلب هستم خدا حافظ www.shohada-pc.blogfa.com

آزاد

سلام. بعد از مطلب به کدامین سو میرویم توجه شما رو به این مطلب جلب میکنم: به کجا چنین شتابان بررسی مشکلات یک سری تئاتر ها در سطح کشور منتظر تظر شما راجع به این مطلب هستم خدا حافظ www.shohada-pc.blogfa.com

منتظر

بسم الله الرحمن الرحیم ، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم[گل] با سلام و احترام "شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس و بینات من الهدی والفرقان[گل] حلول ماه مبارک رمضان[گل]ماه ضیافت الهی و نزول قرآن و ماه ابراز بندگی[گل] برجمیع مسلمین و جنابعالی و مراجعین محترمتان مبارک باد[گل][گل][گل][گل][گل] خداوند کریم همه مومنان را به این ضیافت الهی دعوت فرموده است اما اگر فردی مانندحقیر از اعمال و کردار خویش خجل باشد چگونه و با چه رویی در این جشن بزرگ شرکت کند؟؟؟[خجالت][خجالت][خجالت][گریه] ولی راهی برای ورود به این ضیافت الهی وجود دارد .... حتی بهره مندی از مواهب آن ، مانندمومنین ، دور از دسترس نیست ، پس هرکه خود را در این شرایط می بیند ، حقیر را دریابد ، یاعلی امیرالمومنین(ع) مددی فرما[گل][گل][گل]

آفتابگردان

به همین ماه خدا به سحرگاه قسم به خدا مهدی جان! که ظهورت نه برای همه ی نوع بشر که برای دل غمدیده و تنهای خودت مرهم و نقطه ی پایان همه فاصله هاست .

منتظرظهور

خدایا کمکمان کن که در این ماه رمضان تمرین کنیم ترک هرآنچه که درک دوران ظهور را به تأخیر می اندازد . . .

فرشید

سلام بر دوستداران و معتقدین به امام زمان (عج) همانطور که می دانید انتظار آقا را کشیدن کار سختی است و وقتی گروهی این انتظار باشه بک سهولتی احساس میشه یک وحدتی احساس میشه من اینجا در کشوری به اندازه 5000 کیلومتر بدور از سرزمین پدریم مشغول درسم ولی منم انتظار آقا را به جمع شما می کشم و قدر خودتونا بدانین دم امامامون گرم به خدا ، مناجاتهایی مثل سجادیه واقعا به داد آدم می رسه. اینجا متاسفانه اصلا به وجود خدا اعتقاد ندارند چه برسد به انتظار فرج ولی خوشبختانه پایبندیشون به احترام و انظباط و کمک به دیگران و به نحو احسنت انجام دادن کار در طول روز اهمیت ویژه ای می دهند. همیشه برقرار سلامت گرم و همیار یکدیگر در کارها باشید برای هم دعا کنیم عاقبت بخیر بشین یاعلی فرشید