الهی نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

الهى! کعبه و محراب، نشانه است، معبود، تویى!

درس و کتاب، بهانه است، مقصود، تویى!

الهى! توفیقمان ده که در میدانِ علم، پرچم عمل افرازیم و در ساحل خلوص، لنگر اندازیم.

الهى! علمى که به تو نرساند، وبال است و ثمره‏اش تنها قیل و قال.

از علمى که تکبر آورد، چه سود؟ و فضلى که تفرعُن آورد، عدمش به زِ وجود.

الهى! در درگاه بلندت، تا کسى «میرزا کوچک» نشود، «آقا بزرگ» نگردد. تا ما را اهل ضمیر نکرده‏اى، ظاهر مکن.

الهى! توفیق ده که بر نفس خویش، امیر شویم، ضمایر ما را به خودت برگردان، تا روشن ضمیر شویم.

الهى! آنان که در پى مریدند، اگر در پى «مراد» روند، «راد» شوند. در روز حشر، «رضاى مراد» به کار آید، نه «عطاى مرید»!

الهى! تو را به مرادى پذیرفته‏ایم، ما را به مریدى بپذیر.

یا مرادَ المُریدین!

الهى! آنان که «ماهیت» را فداى «وجود» مى‏کنند، خامند، ناپختگانِ وادى سلوک، در پى نان و نامند و از شراب طَهور، قانع با باده و جامند.

الهى! چنان کن که دنیا را خرج «دین» کنیم، نه دین را خرج «دنیا»!

الهى! عروس علم و تقوا را در چشم ما چنان بیاراى که در پى عجوزه دنیا نرویم و حجله دل‏ها را از غیر خود چنان بپالاى، که در حریمش راه به نامحرم ندهیم.

الهى! در ایمان به هدف، بى‏تزلزلیم. اگر هدایت تو نباشد، گرفتار دور و تسلسلیم.

الهى! بعضی‏ها «معانى» نخوانده به «بیان» مى‏پردازند و خود و دیگران را به زحمت مى‏اندازند. یکى به لفظ مى‏نازد، یکى به معنى، یکى به «دَرْک» مى‏اندیشد، یکى به «مَدرک».

الهى! حرکتمان را برکت و سکونمان را حرکت عطا کن.

الهى! به قرب خود راهمان ده، بى‏پناهیم، پناهمان ده.

الهى! اگر نقابداران، نقاب از چهره برگیرند، باید حساب و کتاب، از سر گیرند.

الهى! خالصان، خواسته خود را به خاطر خدا، فدا مى‏کنند و جلد «ریا» را از دفتر اَعمال، جدا مى‏کنند.

الهى! نصیرمان باش، تا بصیر گردیم، بصیرمان کن تا از مسیر بر نگردیم، آزادمان کن، تا اسیر نگردیم، گاهى تو را گم مى‏کنیم، مددى کن تا خویش را گم نکنیم، تنها رضاى تو را جوییم و «خطّ عمل» را با «آب ریا» نشوییم.

الهى! تو آنى که حَجَر را گوهر کنى و عَرَض را جوهر! قلوب قاسیه را نرم کن و جان‏هاى سرد را گرم.

الهى! دل مشتقُ و چشم جارى عطاکن، جان را شیفته صاحبِ «هل‏اتى‏» و «لافتى‏» کن.

الهى! غیب در نظر تو حضور است و باطن و نهان در علم تو، ظهور. ما را با «جهان غیب» آشنا کن، ضمایر غایب را به ظهور برسان و ذائقه جان‏ها را طعم حضور بچشان و موسى‏هاى نیاز را به طور نور بکشان.

الهى! دل‏هاى دور از امراض و خالى از اغراض، چشمه نور است و علمِ دور از عمل، به جاى بال، وبال!

الهى! ما آنچه را موافق «طبع» ماست، «نشر» مى‏کنیم. طبع ما را منشور حقیقت کن و نشر ما را مطبوع رضا گردان. این نفس را نفیس کن و با یاد خودت انیس، ما را بخر، آنگاه ببر.

الهى! بصیرت را به سیرت و صورت ما بازگردان، راه جاهل و باطل را ببند، راه حق را بازگردان!

الهى! امیرانِ کشور دل به درگاهت حقیرند و اسیرانِ بُت نفس به یاریت فقیر. ما را امیر کشور دل کن تا اسیر فرعون نفس نشویم. در چشم خویش صغیرمان کن، آنگاه نزد خلق، کبیرمان دار.

الهى! شاکریم که ما را بر سفره عترت نشاندى و طعم محبّت اهل‏بیت(ع) چشاندى.

اللهم عَجّل لولیک الفرج

 

/ 0 نظر / 14 بازدید